کلاس آموزشی
قابل توجه دستیاران گرامی
کلاس آموزشی "Board review" دکتر محسن عباسی ساعت ۱3 روز شنبه 90/3/28 در کلاس بخش اورژانس بیمارستان رسول برگزار می شود.
قابل توجه دستیاران گرامی
کلاس آموزشی "Board review" دکتر محسن عباسی ساعت ۱3 روز شنبه 90/3/28 در کلاس بخش اورژانس بیمارستان رسول برگزار می شود.
قابل توجه دستیاران گرامی
کلاس آموزشی "فصل آخر روزن" دکتر زارع ساعت ۱۲ روز دوشنبه ۹/۳/۹۰ در کلاس بخش اورژانس بیمارستان رسول برگزار می شود.
با سلام
کارگاه آموزشی " Sono-Fast دکتر سعید عباسی " در تاریخ یکشنبه ۸/۳ ساعت ۱۶ و چهارشنبه ۱۸/۳ ساعت ۱۴ در کلاس بخش اورژانس بیمارستان رسول ویژه دستیاران سال 1 برگزار می شود.
لطفاً جهت استفاده بیشتر، هر دو گروه در زمان اطلاع داده شده در کلاس شرکت نمایند.
ا سلام خدمت همه دوستان و خوانندگان این وبلاگ
دکتر عقیلی امروز طی تماس با من مدیریت وبلاگ را به من سپردند تا از این پس در خدمت دوستان باشم و همین طور که در پست قبلی مشخص است سریعاً هم اعلام کرده اند و بار این مسئولیت را از این پس بر دوش من گذاشته اند. اما من وقتی امشب به وبلاگ مراجعه کردم هدفم به عنوان یک عضو وبلاگ، گذاشتن پیامی در مورد ماجرای دکتر ر. بود اما اعلام تغییر مسئولیت توسط دکتر عقیلی سبب شد تا اولین پست من به عنوان مدیر وبلاگ، خبری ناگوار باشد که شاید تا الان دوستان کمابیش از آن مطلع شده باشند.
دکتر ر. امروز به جرم "مشارکت در قتل"!!! دستگیر و روانه زندان شدند!!
دیروز که ایشان را در بیمارستان شریعتی دیدم از دادگاه برگشته بودند و می گفتند بازپرس محترم در پاسخ به سؤال وی که مشکل مربوط به کدام پرونده بوده گفته "پرونده همان بیماری که کشتید" و سپس ایشان را به متزل فرستاده اند تا فردا با لباس آستین بلند مجدداً مراجعه کنند. توجه کنید که مجرمی چنین خطرناک! دیروز به راحتی از محضر بازپرس محترم مرخص شده و حتی قرار وثیقه نیز برای وی صادر نشده است!! امروز ناگهان بازداشت و روانه زندان می شود.
دکتر ر. دیروز می گفت "خطایی نکرده و بیمار اندیکاسیون بستری اورژانس نداشته و روز قبل هم از اورژانس ترخیص شده است" دیروز صحبت از بیمه داشتن بود و اینکه آیا بیمه مسئولیت وی کامل است یا نه. او با همان خونسردی خاصش می گفت "مشکلی نیست و فردا می روم حل می شود" اما حل که نشد هیچ، پیچیده تر هم شده است.
کسانی که امسال در فست هستند یا سال بالایی هایی که در فست بوده اند و حتی اساتیدی که روزگاری نه چندان دور در آنجا ساعاتی به سر برده اند این تجربه را دارند که به علت نبود تعادل بین ورودی بیماران و امکانات موجود در بخش ها بعضی بیماران "با علائم هشدار!" ترخیص می شوند. این طور که به نظر می رسد اگر 10 روز بعد این بیماران به هر علتی فوت کنند شما مسئول خواهید بود! و حتی مدارکی که کلی در جلسات اخیر تأکید بر ثبت و ضبط دقیق آنها شده هم راهگشا نخواهند بود چوت بازپرس محترم به راحتی حکم می دهد که "شما به دروغ این چیزها را توشته اید!!" جداً ما برای چه می نویسیم؟ مگر نه اینکه حاشیه امن خودمان را به قول دکتر س. بیشتر کنیم؟ اصلاً فکر کنید دکتر ر. در پرونده بیمار نوشته بود با نظر یکی از دستیاران سال دوم یا اصلاً اساتید بیمار مرخص است و الان او خانه بود و یکی از بچه های سال دو یا اساتید زندان بودند؛ مگر در موضع گیری ما تفاوتی ایجاد می شد؟ اینکه مرگ یک بیمار 10 روز بعد از ترخیص "ارتکاب یا اشتراک در ارتکاب به قتل" تلقی شود سبب خواهد شد کسی بیماری را مرخص نکند تا اینکه رضایت شخصی بدهد!! و این منابع محدود، محدودتر هم بشوند اما بازپرس و حتی قاضی محترم از این مسائل چه می دانند؟
مقایسه ای را مطرح می کنم.
یک نفر تمام عمر را به درس خواندن و گذشتن از تفریحات و هزینه کردن برای کتاب و کلاس و ... گذاشته است و یک نفر تمام عمر خود را به تفریح و خوش گذارنی و انجام آنچه دلش خواسته. من و به باورم بسیاری از شما این دو را برابر نمی دانیم. شاید هستند کسانی که گمان می کنند این دو در کرامت انسانی برابرند. برای کسانی که به برابری انسان ها و حقوق مساوی آنها قائل هستند می گویم این مثال و این استنتاج از آن من نیست بلکه از قرآن کریم است:
"و ضرب الله مثلاً رجلین احدهما ابکم لا یقدر علی شی و هو کل علی موله ایتما یوجهه لا یأت بخیر هل یستوی هو و من یأمر بالعدل و هو علی صراط مستقیم؟"
و برای کسانی که عربی ندانند:
"و خداوند مثالی از دو مرد برای شما می زند. یکی از آنها مرد کری که توانایی کاری ندارد و باری بر دوش اربابش است و او را از پی هر کاری که می فرستند به نیکویی از آن مأموریت باز نمی گردد. آیا او با کسی که به عدالت فرمان می دهد و به راه راست است برابر است؟"
و برای کسانی که مثل بازپرس محترم ممکن است بگویند اینها را به دروغ و از خودم نوشته ام ارجاعشان می دهم به سوره نحل، آیه هفتاد و سه تا هفتاد و شش. و قرآن پرونده فست و بخش و این حرف ها نیست.
فردا برای هم فکری در مورد اینکه چه باید کرد ساعت یک بعد از ظهر در بیمارستان امام گرد هم جمع می شویم تا چاره ای بیندیشیم. از تمام دوستان خواهش می کنم شرکت کنند چوت سرنوشت همه شما و آینده شما در تعیین تکلیف این پرونده است. سال یک، سال دو، سال سه، فارغ التحصیل، استاد و هرکس که متوجه است که ترخیص بیمار و مرگ وی ده روز بعد حداکثر قصور پزشکی است نه ارتکاب به قتل و هرکس که باور دارد اگر به خاطر پیراهن آستین کوتاه به کسی اطمینان کرده اند که برود و فردا بیاید، لزومی ندارد او را بازداشت و روانه زندان با تمام مسایل و مشکلات حال و آینده اش بکنند؛ و هر کس که به آینده شغلی خود در کشور اهمیت می دهد فردا در جلسه هم اندیشی شرکت کند تا تصمیم عاقلانه تری گرفته شود. صحبت از پژمردن یک برگ نیست ...
یاحق