بازگشت دانشگاه ایران

با سلام به همه دوستان و عزیران

خوشبختانه پس از دو و سال و نیم ادغام دانشگاه علوم پزشکی ایران احیا شد. در همین ابتدا لازم می دانم از تمام کسانی که در برگرداندن دانشگاه تلاش کردند و نقش داشتند نهایت تشکر را بکنم. این موضوع برای من به عنوان هیات علمی دانشگاه ایران شاید بسیار خوش آیند باشد ولی شاید برای سایر ین و به ویژه دستیاران چندان شناخته شده نباشد. (گر چه به عنوان متخصص طب اورژانس باید با تغییرات ناگهانی شرایط آشنا شوید)

در حال حاضر چگونگی برگزاری آزمون ها و تفکیک دستیاران  و بیمارستان ها بر ما هم نا مکشوف است (امیدوارم که بر عزیزان کمیته انتقال مکشوف باشد) ولی چند احتمال مطرح است.

-دستیاران بر اساس بیمارستان های محل خدمت تقسیم شوند. با توجه به این که اکثر دستیاران بر اساس پردیس تقسیم شده اند نه بر اساس بیمارستان این احتمال بسیار کم است.

- دستیاران بر اساس پردیس محل خدمت تقسیم شوند. بنا به دلیل فوق احتمال بیشتری دارد ولی در مورد بیمارستان سینا ، بیمارستان به پردیس آن ور تعلق دارد و دستیاران و هیات علمی به پردیس این ور. که احتمالا باید دوره گذار برای این بیمارستان تعریف کرد.

-دستیاران بر اساس تمایل خودسان تقسیم شوند. که البته این روش نه اجرایی است و نه منطقی ولی از آن جایی که وقایع قابل پیش بینی نیست احتمالا روش تقسیم باشد.

در مورد بیمارستان ها به طور قطع و یقین حضرت رسول و فیروزگر تحویل د.ع.پ.ایران می شود و سینا به تهران می رسد وبه احتمال بالا هفت تیر هم به آغوش میهن اسلامی بر می گردد که در این صورت خوش بختی بزرگی به همه ما رو آورده و گنجینه ای ارزش مند که به همت و زحمت همه دوستان سرپا شده بود دوباره مورد بهره برداری قرار می گیرد.

بنده سعی می کنم اطلاعات دقیق و دست اول را در صورت کشف به همه عزیزان منتقل کنم و در اولین فرصت هم با دوستان جلسه ای داشته باشم. در صورت وجود هر گونه سوال آماده پاسخ گویی در حد دانسته ها هستم.

به امید پیروزی های آینده

م.ا.زارع

 

ثبت نام آزمون دانشنامه

با آرزوی موفقیت برای همه عزیزان

متن اعلامیه دبیرخانه آموزش تخصصی و تخصصی جهت استفاده دوستان سال سه در زیر آمده

"بدینوسیله به اطلاع کلیه متقاضیان شرکت در آزمون های دانشنامه تخصصی و فوق تخصصی سال 1391 می رساند ثبت نام جهت شرکت در آزمون های مورد نظر با مراجعه به سایت اینترنتی http://sanjeshp.ir از تاریخ 21/5/1391 لغایت 31/5/91 امکان پذیر می باشد.

دستورالعمل اجرایی ثبت نام در آزمون های مورد نظر از تاریخ 17/5/91 در سایت اینترنتی فوق-الذکر قابل دسترسی و بهره برداری می باشد."


امیدوارم همگی پیروز باشید

کلاس SPSS

 
 با سلام خدمت همکاران محترم و با عرض تبریک به مناسبت شروع ماه مبارک رمضان
 
به این وسیله به اطلاع می رساند  کارگاه SPSS در تاریخ های پنجم و دوازدهم مرداد ماه در سایت کامپیوتر پردیس پورسینا تشکیل می شود
 
این کارگاه در سطح مقدماتی برگزار می شود و نیاز به ثبت نام قبلی ندارد
به شرکت کنندگان در کارگاه گواهی شرکت در کارگاه داده می شود
ساعت تشکیل کارگاه از 8:30 تا 13 است
محل کارگاه: خیابان پورسینا - درب شمالی دانشگاه- ساختمان بافت شناسی- طبقه دوم
 
شرکت در کارگاه به تمام دستیارانی که با این نرم افزار آشنایی ندارند توصیه می شود
گواهی شرکت در کارگاه برای دستیارانی که در آینده قصد شرکت در فراخوان هیات علمی داشته باشند امتیاز آور است
 
با آرزوی سلامت و سعادت
ارادتمند - فتحی

امتحان آسکی تمرینی

با سلام به همه عزیزان

با توجه با رایزنی های انجام شده با دستیاران سال سوم تاریخ یازدهم (11) مرداد ماه برای انجام آزمون آسکی تمرینی نوبت آخر تعیین گردیده است. محل برگزاری آزمون مرکز مهارت های بالینی دانشگاه تهران خواهد بود.

با توجه به محدودیت ظرفیت، در صورت تمایل به شرکت در این آزمون با دکتر نوری ساری هماهنگی به عمل آید تا در صورت رسیدن تعداد دوستان به حد نصاب آزمون برگزار گردد. شرکت در این آزمون برای دستیاران سال سوم پردیس همت، پورسینا، شهید بهشتی، تبریز، اصفهان، شیراز، مشهد، اهواز و سایر پردیس ها در صورت وجود ظرفیت آزاد است.

در صورت عدم تمایل به شرکت در این تاریخ، تاریخ های مورد نظر خود را به دکتر نوری ساری اطلاع داده و یا با ذکر نام در این وبلاگ در قسمت نظرات درج نمایید تا در صورت نیاز تاریخ جایگزین بر اساس آن و در صورت وجود تاریخ خالی در تقویم آن اداره تعیین گردد.

به امید موفقیت همه دوستان

پژوهانه

با سلام
به اطلاع کلیه دستیاران محترم می رساند دانشگاه علوم پزشکی برای هر دستیار 5 میلیون تومان سرانه در نظر گرفته است که آن را تحت نام پژوهانه و متناسب با پیشرفت کار پایان نامه به دستیاران پرداخت می کند. نوبت اول پژوهانه بعد از ثبت پروپوزال و نوبت دوم آن بعد از انجام 50 درصد امور پایان نامه و نوبت سوم بعد از دفاع پرداخت می شود
 
به کلیه دستیاران محترم توصیه می شود وارد صفحه اصلی سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران با آدرس زیر شوند
tums.ac.ir
در این صفحه کادری وجود دارد به نام پژوهانه که با کلیک کردن روی آن فرم ها و سایر مدارک لازم در اختیار دستیاران قرار داده می شود
فرمها باید پرینت گرفته شده و همراه با مدارکی که در صفحه مذکور نوشته شده به معاونت آموزشی یا پژوهشی دانشکده در ساختمان پورسینا به خانم ایرانی داده شود بعد از حدود یک ماه پول به حساب دستیاران واریز می شود
 
این پول به طور کامل متعلق به دستیار هر پایان نامه است و مستقیماً به حساب دستیار واریز می شود و به گفته مسئولین امر در واقع کمک هزینه تحصیلی دستیاران است که به بهانه انجام پایان نامه به آنها داده می شود
 
خواهشمند است به همکاران فارغ التحصیل سال های قبل که به آنها دسترسی دارید نیز اطلاع دهید تا همین مسیر را طی کنند و از امکانی که دانشگاه برای آنها فر اهم کرده غافل نمانند
 
 
با تشکر
فتحی

امتحان ارتقا

با سلام به همگی دوستان

پیشاپیش برای همه دوستان آرزوی موفقیت در امتحان پیش رو را دارم. متاسفانه در این روزها به علت پاره ای مشکلات که حل کردنشون از دست من خارجه امکان حضور در بین شما ها را ندارم (بهتر با خیال راحت تر به درس و مشقتون برسید) ولی دور ا دور در جریان وقایع اتفاقیه هستم.

دوستانی که در مورد نمره هاشون سوال دارند یا کسانی که در هر مورد دیگه سوالی گله ای حرفی حدیثی دارند می تونند با این آدرس mazare74@yahoo.com  سوالات و نظراتشون رو ارسال کنند تا در اسرع وقت جواب دریافت کنند.

به امید بهروزی و شادکام یدوستان

سپاسگزارم و غصه نخورید

دانش آموخته های طب اورژانس سال 1390 دانشگاه ایران  از شما سپاسگزارم

سپاسگزارم که سه سال از بهترین زمان زندگی تان را در بخش اورژانس ما گذراندید

سپاسگزارم که برای خدمت به هم نوعان نه شب داشتید و نه روز

سپاسگزارم که با غیرت برای بخش تان و برای بیمارانتان جنگیدید

سپاسگزارم که بیمارستان هفت تیر را سرافراز و موفق پیش بردید

سپاسگزارم که ویرانه سینا را بی ادعا سرپا کردید

سپاسگزارم که با وجود تمام سختی های زندگی، ببا وجود وظیفه سنگین به ثمر رساندن خواهران و برادران  (که مطمینا هم بهترین جانشین پدر و هم بهترین جانشین مادر بودید و هستید) بهترین دستیار ما بودید.

سپاسگزارم که با وجود بیماری پدر در سخت ترین شرایط و لحظات بهترین مرد امتحانی ما بودید

سپاسگزارم که در طی این سه سال افتخار استادی خودتون رو به من دادید

سپاسگزارم که در طی این سه سال با کج خلقی ها و ناشکیباهی های من با شکیبایی ساختید 

سپاسگزارم که رفتار و تلاشتون همیشه مایه افتخار من بوده

و باز هم سپاسگزارم که ..........

و 

غصه نخورید اگر مدرکی به نام دانشنامه ندارید که بود و نبودش نه نشانگر سواد شما و نشان دهنده تواناهایی هاس شماست 

غصه نخورید اگر مدرکی به نام دانشنامه ندارید که داشتن و نداشتنش نمره اول و آخر بودنش هیچ اثری در محبت و علاقه ما به شما نداره  

غصه نخورید اگر امسال در ردیف هیات علمی استخدام نمی شوید که استادی به ردیف نیست بلکه به عمل شماست 

و

غصه نخورید که دیگه ما رو نمی بینید خرجش یه بلیط تهرانه آدرس هم ستارخان خیابان نیایش بیمارستان حضرت رسول بخش اورژانس (هر از چند گاهی یه پیامک هم کافیه)

برای همتون آرزوی شادی دارم (تنها حقیقتی که می تونه نه به مدرک نه به Brand نه به پول بلکه به تصور شما از خودتون بستگی داشته باشه)


قدم نو رسیده مبارک

باز هم شهریور شد (قدیما عادت داشتیم بگیم مهر شد) و باز هم دستیارای جدید دارن یواش یواش ترسون ترسون پرسون پرسون می یان تو بخش فعلا که با کشیک های آبزروری شروع کردن تا کم کمک جای خودشون رو تو بخش باز کنند با بچه های سال بالا و پایین آشنا بشن با دستیارای بقیه رشته ها دوست و دشمن بشن (ایشالا که همیشه دوستی باشه) ترسشون بریزه و آستینا به امید خدا بالا بره (اگر تا الان نرفته) و بچسبند به کار. در مورد این بخش باید بگم که جای نگرانی نیست تا این بخش پیش کسوت هایی مثل دکتر بیداری و دکتر سعیدی داره استاد های مهربونی مثل دکتر شاکر و دکتر غفوری داره معلم های خستگی ناپذیری مثل دکتر حافظی و دکتر سعید عباسی داره مسول برنامه دستیاری مثل دکتر چهاردولی داره بیمارستان هایی مثل حضرت رسول و سینا داره هیچ چیزی نه از نظر آموزشی نه از نظر ارزشی کم نداره (البته یه آدم بد اخلاقی هم به اسم دکتر زارع داره که اونم برای اینه که خیلی بهتون خوش نگذره)

 تا بهشت راهی نمونده (حتی پنج کیلومتر) نه هزاران رکعت نماز لازم دارید و نه هزاران روز روزه ، فقط کافیه درد دل بیماران رو در دل های مهربونتون پذیرا باشید شما فرشته های بهشت بر روی زمین هستید.

ورودتان مبارک

تسلیت به همکار

متاسفانه با خبر شدم که استاد مهربان و بسیار عزیز دکتر سعیدی در غم آشنایی به سوگ نشسته اند از طرف خودم و تمامی اهالی اورژانس در تمام دانشگاه های کشور که همه به نوعی شاکرد ایشان و رهین لطف و مهربانی های ایشان بوده و هستیم، تسلیت گفته و آرزوی عمری سراسر شادی را برای ایشان و خانواده محترمشان دارم.

امتحان

سلام بر دوستان عزیز

آن چه در چند روز گذشته در کشیک های متوالی و پشت سر هم رسول دیدم مقداری دل زدگی، اندکی دل خوری و حجم زیادی دل شوره در بین دستیاران بود و همچنان که به امتحان نزدیک تر می شویم به نظر این دل مشغول ها هم بیشتر می شود در نتیجه لازم دیدم چند نکته کوچک رو متذکر بشم:

اول از همه این امتحان هم یکی لنگه همون هایی هست که توی بیست و دو-سه سال گذشته دادین اگر اونا رو پاس کردین اینا رو هم می تونید پاس کنید

دوم: هدف طراحان عزیز سوال (که شکر خدا امسال از عضویت در این صنف معاف بودم) سنجش دانش شماست نه آزار شما پس اگر به سواد خود اطمینان دارید به نتیجه امتحان هم اطمینان داشته باشید البته ذکر این نکته ضروری هست که برای استاندارد بودن امتحان باید طیفی از ساده تا دشوار را شامل شود پس اگر سوالی را بس نا جوانمردانه سخت دیدی بگو خدایا شکر استاندارد شدم

سوم سوال همان چیزی است که می بینید نه آن که فکر می کنید و یا در تخیل خود می سازید پس سوال ها را با دقت بخوانید و با شم پلیسی قابل تقدیر خود به دنبال آنچه در پس پرده سوالات است نگردید مثلا اگر گفتند مردی با پیراهن سفید منظور طراح مردی با پیراهن سفید است و این مرد تمثیلی از خرس قطبی نیست پس در قطب هم زندگی نمی کند پس نیروی گرانش زمین در آنجا هم مثل بقیه جاهاست و شکارچی هم با گلوله خرس را نزده خرس هم سقوط نکرده و .... فقط مردی است با پیراهن سفید که با گاستروانتریت مراجعه کرده

چهارم: سوالات را تا آخر بخوانید وسط راه اگر نفس کم آوردید یه دم عمیق بگیرید و تا آخر سوال را بخوانید به هست و نیست و می باشد و نمی باشد و صحیح است بجز،دقت ویژه ای داشته باشید آخر سوال را چند بار بخوانید و آن را باور کنید کدام یک از موارد زیر صحیح است با همه موارد زیر صحیح است بجز خیلی تفاوت دارد خیلی آقا خیلی

پنجم : جواب سوال همان چیزی است که معمولا در نگاه اول نا خودآگاه شما به شما می گوید پس از گیج کردن خود جدا پرهیز کنید

ششم : این مطلب خیلی ادامه داره اگر توی این بیست و چند سال امتحان دادن یاد نگرفتین تا همین جاش رو یاد بگیرید انشاله بقیه اش برای امتحان بعدی یه امتحان می خواین بدین آپولو که......

انتساب دکتر جلیلی به عنوان سرپرست معاونت آموزشی دانشگاه

باا سلام خدمت دوستان

با خبر شدیم که در ایام عید نیمه شعبان دوست و همکار بسیار عزیز دکتر محمد جلیلی ، دانش آموخته طب اورژانس دانشگاه ایران سابق و عضو هیات علمی گروه طب اورژانس دانشگاه طهران به عنوان سرپرست معاونت آموزشی دانشگاه تهران انتخاب شده اند که این امر واقعا جای خوشحالی بسیاری دارد. از یک طرف با شناختی که بنده از ایشان دارم دکتر جلیلی انسانی بسیار سخت کوش و کمال گرا هستند که در نتیجه می توان انتظار پیشرفت و سرعت در برنامه های گذشته داشت و از طرف دیگر هم ایشان علم و دانش آموزش را دارند که در نتیجه می توان انتظار تحولات و جهش های  جدیدی را داشت.

بنده به نوبه خودم این انتخاب را به خانواده طب اورژانس  و دانشگاهیان تهران تبریک می گویم.

(از اشکالات متنی پوزش می طلبم ادبیات نوشتاری بنده یه کمی با اینجوری نوشتن فرق داره در هر صورت خودم بزرگش کردم!!!!!!؟؟؟؟)

تسلیت به همکار

با سلام به دوستان 

با خبر شدم که  پدربزرگ سرکار خانم دکتر بحرانی، از عزیزان فارغالتحصیل و هیات علمی دانشگاه تهران، به رحمت حق شتافته اند، ضمن عرض تسلیت به ایشان، آرزوی سر افرازی و سربلندی برایشان می کنم و با پوزش از عدم امکان شرکت در مراسم ایشان

زمان بندی آزمون ارتقا دستیاری

معاونت آموزش تخصصی و فوق تخصصی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران برنامه زمانبندی مراحل آزمون ارتقاء و گواهینامه سالجاری که در روز پنج شنبه مورخ 6/5/1390 برگزار خواهد شد را بشرح ذیل اعلام کرد.

2 تا 6 تیرماه :
ثبت نام آزمون از طریق سامانه  http://dastyari.tums.ac.ir کلیه دستیاران اعم از دستیاران واجدشرایط و غیر واجد شرایط ملزم به ثبت نام میباشند . 

3 الی 5 مرداد ماه :
توزیع کارت شرکت در آزمون به صورت اینترنتی جهت دستیاران واجدشرایط

6 مرداد ماه :
برگزاری آزمون – ارائه کلید آزمون

6 الی 7 مرداد ماه :
دریافت اعتراضات (6 مرداد ساعت 3 تا 5 بعدازظهر –7 مرداد 9 تا11 صبح)

8 مرداد ماه :
اعلام نتایج کتبی گواهینامه 

9 و 10 مرداد ماه :
برگزاری آزمونهای OSCE

12 الی 15 مرداد ماه :
اعلام نتایج آزمونهای کتبی و OSCE

محل برگزاری آزمون :
بزرگراه همت – بین تقاطع شهید چمران و شیخ فضل ا...نوری- جنب بیمارستان میلاد دانشگاه علوم پزشکی تهران- دانشکده پزشکی و پیراپزشکی

واقعه تاسف بار برای جامعه پزشکی "نقل قول از وبلاگ گروه طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی تهران "

ا سلام خدمت همه دوستان و خوانندگان این وبلاگ

دکتر عقیلی امروز طی تماس با من مدیریت وبلاگ را به من سپردند تا از این پس در خدمت دوستان باشم و همین طور که در پست قبلی مشخص است سریعاً هم اعلام کرده اند و بار این مسئولیت را از این پس بر دوش من گذاشته اند. اما من وقتی امشب به وبلاگ مراجعه کردم هدفم به عنوان یک عضو وبلاگ، گذاشتن پیامی در مورد ماجرای دکتر ر. بود اما اعلام تغییر مسئولیت توسط دکتر عقیلی سبب شد تا اولین پست من به عنوان مدیر وبلاگ، خبری ناگوار باشد که شاید تا الان دوستان کمابیش از آن مطلع شده باشند.

دکتر ر. امروز به جرم "مشارکت در قتل"!!! دستگیر و روانه زندان شدند!! 

دیروز که ایشان را در بیمارستان شریعتی دیدم از دادگاه برگشته بودند و می گفتند بازپرس محترم در پاسخ به سؤال وی که مشکل مربوط به کدام پرونده بوده گفته "پرونده همان بیماری که کشتید" و سپس ایشان را به متزل فرستاده اند تا فردا با لباس آستین بلند مجدداً مراجعه کنند. توجه کنید که مجرمی چنین خطرناک! دیروز به راحتی از محضر بازپرس محترم مرخص شده و حتی قرار وثیقه نیز برای وی صادر نشده است!! امروز ناگهان بازداشت و روانه زندان می شود.

دکتر ر. دیروز می گفت "خطایی نکرده و بیمار اندیکاسیون بستری اورژانس نداشته و روز قبل هم از اورژانس ترخیص شده است" دیروز صحبت از بیمه داشتن بود و اینکه آیا بیمه مسئولیت وی کامل است یا نه. او با همان خونسردی خاصش می گفت "مشکلی نیست و فردا می روم حل می شود" اما حل که نشد هیچ، پیچیده تر هم شده است.

کسانی که امسال در فست هستند یا سال بالایی هایی که در فست بوده اند و حتی اساتیدی که روزگاری نه چندان دور در آنجا ساعاتی به سر برده اند این تجربه را دارند که به علت نبود تعادل بین ورودی بیماران و امکانات موجود در بخش ها بعضی بیماران "با علائم هشدار!" ترخیص می شوند. این طور که به نظر می رسد اگر 10 روز بعد این بیماران به هر علتی فوت کنند شما مسئول خواهید بود! و حتی مدارکی که کلی در جلسات اخیر تأکید بر ثبت و ضبط دقیق آنها شده هم راهگشا نخواهند بود چوت بازپرس محترم به راحتی حکم  می دهد که "شما به دروغ این چیزها را توشته اید!!" جداً ما برای چه می نویسیم؟ مگر نه اینکه حاشیه امن خودمان را به قول دکتر س. بیشتر کنیم؟ اصلاً فکر کنید دکتر ر. در پرونده بیمار نوشته بود با نظر یکی از دستیاران سال دوم یا اصلاً اساتید بیمار مرخص است و الان او خانه بود و یکی از بچه های سال دو یا اساتید زندان بودند؛ مگر در موضع گیری ما تفاوتی ایجاد می شد؟ اینکه مرگ یک بیمار 10 روز بعد از ترخیص "ارتکاب یا اشتراک در ارتکاب به قتل" تلقی شود سبب خواهد شد کسی بیماری را مرخص نکند تا اینکه رضایت شخصی بدهد!! و این منابع محدود، محدودتر هم بشوند اما بازپرس و حتی قاضی محترم از این مسائل چه می دانند؟

مقایسه ای را مطرح می کنم.

یک نفر تمام عمر را به درس خواندن و گذشتن از تفریحات و هزینه کردن برای کتاب و کلاس و ... گذاشته است و یک نفر تمام عمر خود را به تفریح و خوش گذارنی و انجام آنچه دلش خواسته. من و به باورم بسیاری از شما این دو را برابر نمی دانیم. شاید هستند کسانی که گمان می کنند این دو در کرامت انسانی برابرند. برای کسانی که به برابری انسان ها و حقوق مساوی آنها قائل هستند می گویم این مثال و این استنتاج از آن من نیست بلکه از قرآن کریم است:

"و ضرب الله مثلاً رجلین احدهما ابکم لا یقدر علی شی و هو کل علی موله ایتما یوجهه لا یأت بخیر هل یستوی هو و من یأمر بالعدل و هو علی صراط مستقیم؟"

و برای کسانی که عربی ندانند:

"و خداوند مثالی از دو مرد برای شما می زند. یکی از آنها مرد کری که توانایی کاری ندارد و باری بر دوش اربابش است و او را از پی هر کاری که می فرستند به نیکویی از آن مأموریت باز نمی گردد. آیا او با کسی که به عدالت فرمان می دهد و به راه راست است برابر است؟"

و برای کسانی که مثل بازپرس محترم ممکن است بگویند اینها را به دروغ و از خودم نوشته ام ارجاعشان می دهم به سوره نحل، آیه هفتاد و سه تا هفتاد و شش. و قرآن پرونده فست و بخش و این حرف ها نیست.

فردا برای هم فکری در مورد اینکه چه باید کرد ساعت یک بعد از ظهر در بیمارستان امام گرد هم جمع می شویم تا چاره ای بیندیشیم. از تمام دوستان خواهش می کنم شرکت کنند چوت سرنوشت همه شما و آینده شما در تعیین تکلیف این پرونده است. سال یک، سال دو، سال سه، فارغ التحصیل، استاد و هرکس که متوجه است که ترخیص بیمار و مرگ وی ده روز بعد حداکثر قصور پزشکی است نه ارتکاب به قتل و هرکس که باور دارد اگر به خاطر پیراهن آستین کوتاه به کسی اطمینان کرده اند که برود و فردا بیاید، لزومی ندارد او را بازداشت و روانه زندان با تمام مسایل و مشکلات حال و آینده اش بکنند؛ و هر کس که به آینده شغلی خود در کشور اهمیت می دهد فردا در جلسه هم اندیشی شرکت کند تا تصمیم عاقلانه تری گرفته شود. صحبت از پژمردن یک برگ نیست ...

یاحق

اندر احوالات سال نو و بخش نو

با سلام خدمت همه دوستان آشنایان فامیل های وابسته و مستقل و .....

پایان سال 1389 و شروع سال 1390 را به همگی شما عزیزان تبریک می گم و امیدوارم تنی سالم داشته باشید و فکری راحت و دلی شاد، خانه ای گرم  و خانواده ای پهن (در اینجا به معنی بزرگ است!!!!!!!) و دوستانی برقرار.

سال گذشته برای من و شاید خیلی از شما دوستان پر بود از خاطرات شیرین (که احتمالا من برای شما ایجاد می کردم) و تلخ (که حتما شما برای من ایجاد می کردید) ولی همانگونه که دیدید این هم بگذشت اینا هم بگذرد. دانشگاهی را از دست دادیم، بخشی را از ما ستاندند و آقا مرتضایی را نیز هم . به ما چه عطا کردند (البته به جز مشت خاطراتی) یک بخش تازه (شرمنده که نمی تونم بگویم نو چون مال 150 سال پیشه) و من به همراه عده ای از دوستان اولین شب حلول خورشید مقدس طب اورژانس در اندوه سرای سینا را گرد هم بودیم. خوشبختانه وضع بخش به جهنم می مانست یاد آخرین باری که شب اول قبر را دور از جان همایونی تجربه کردم افتادم واقعا فلاکت بار در دانشگاهی که احتمالا عرضش از طولش بیشتر است (ادعایش ....خلاصه می ترکونه)؟؟؟؟؟ و ترسیدم ولی من از مرگ نمی هراسم ترس من از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از ارزش جان آدمی بیش باشد (با عرض پوزش از روح کلیه شاعران متوفا و غیر متوفا) خواستم اشکالات را بر کاغذ بیاورم از چندین برگ فزون شد عصبانی و افسرده به بخش باز آمدم دیدم کسی فریاد نمی زند کسی - کسی را نمی درد آه این یک ترخیص شده وان دیگری تشکر می کند (حتی با رضایت شخصی) آن یکی به عوض رفتن به اتاق عمل یک هفته بعد سوچور شده است در اتاق عمل اورژانس و آن دیگری شالدونی بهش چپانده اند (باور کنید دقیقا همین کار را کرده بودند) و دیالیز شده فرزندانی امیدوار و من امید را دیدم و من نشاط را دیدم و جریان آرام زندگی در چشمان همه و جوانانی را دیدم که گرچه نامشان دستیار است ولی سرباز هم هستند سرباز که نه سرداری هم هستند و چنان غیرتمند عزم پیروزی دارند که از پا نشستن را بدتر از مرگ می بینند و بال های پرواز مرا برگرداندند و من پریدم به اولین روز های رسول و نبرد بی امان که ما سرباز بودیم و دکتر سعیدی فرمانده و به اولین روزهای هفت تیر (که هنوز هم رفتنش را باور ندارم و بغضی است در گلو) و تاریخ تکرار می شود و این بار باز دکتر سعیدی فرمانده است و چه خوش است داشتن سربازانی چونان رشید و دلاور  هم به این فرمانده می بالم و هم به آن خیل جنگجویان، و به تاریخ خواهند نوشت که کسانی آمدند کسانی امدند و در این محنت کده چراغ امیدی افروختند.

دردم از یار است و درمان نیز هم                 دل فدای او شد و جان نیز هم

این که می گویند آن خوشتر زحسن            یار ما این دارد و ان نیز هم

هر دو عالم یک فروغ روی اوست                گفتمت پیدا و پنهان نیز هم

یاد باد آنکو به قصد جان ما                        زلف را بشکست و پیمان  نیز هم

خون ما آن نرگس مستانه ریخت                 وآن سر زلف پریشان نیز هم

داستان در پرده می گویم ولی                   گفته خواهد به دستان نیز هم

چون سرآمددولت شب های وصل               بگذرد ایام هجران نیز هم

اعتمادی نیست بر کار جهان                      بلکه بر گردون گردان نیز هم

عاشق از قاضی نترسد می بیار                 بلکه از یرغوی سلطان نیز هم

                    محتسب داند که حافظ می خورد

                     و آصف ملک سلیمان نیز هم


خلاصه این که بگذرد ایام هجران نیز هم، نوروز بر همه شما نورهای چشم مبارک

انتقاد نه انتقام

با سلام به همه دوستان
متاسفانه همه ما ايراني هستيم. يا آخر اون وري هستيم يا اول اين وري ولي مطمينن اون وسط نيستيم.
در مورد انتقاد:
اول به نظر من همه انتقاد ها ارزش چاپ شدن دارند چه مودبانه چه بي ادبانه فقط مي شه بعضي جاها را سه نقطه كرد (ويرايش) مثلا جايي كه اسم افراد آمده يا حرف هاي خارج از ادب جمعي زده شده .چون دقيقا با خواندن اين انتقادها ست كه مي شه نظر جمع را فهميد.اگر همه حرف ها تاييد و ذكر خوشبختي ها باشه فقط دچار غرور كاذب مي شيم و اگر عقب گرد نكنيم در بهترين حالت درجا مي زنيم پس تمام طيف نظرها بايد در اين وبلاگ نمايش داده بشه .
دوم، پيرو فرمايشات قبلي خودم وقتي انتقاد شروع مي شه ما آبشار مي شيم از جوي آب شروع مي كنيم و بعد ييهو اوج مي گيريم خودزني ميكنيم دگر زني مي كنيم و...... بعد كه فرود آمديم تازه نگاه مي كنيم مي بينيم 80% اون انر‍ژي رو بيخود هدر داديم يا با نصف اون چيزايي كه گفتيم هم خودمون هم موافق نيستيم پس به سنت شيرازي ها قبل از اين كه خيلي اوج بگيريم يه چرتي بزنيم يه دو سه قسمت قهوه تلخ نگاه كنيم (الحمدلله اگر بگم درس بخونيد كه همتون پس مي افتيد ) بعد بشينيد نظراتتون رو بنويسيد

سوم، چون ما ايراني هستيم همش يا داريم پاچه خواري مي كنيم يا داريم آبروي مردم رو بي دليل مي بريم و همش هم حرف مي زنيم پس اگر انتقاد داريم بايد فكر كنيم و اگر راه حلي داريم بگيم (چون ممكنه نكته اي به فكر شما رسيده باشه ولي به فكر بقيه نرسيده باشه) پس صرف انتقاد گرچه مي تونه موتور تقويتي باشه ولي نمي تونه موتور حركت شما باشه. پس هميشه راه حل هاي احتمالي رو چاشني انتقاد كنيم.

چهارم اين كه مسيوليت پذير باشيم يعني چي يعني اين كه كمتر شيرازي باشيم هي نگيم آه پدر آه دكتر اسدي اين رو پيگيري كن اون رو هم پيگيري كن آه قربون دستت داري رد مي شي پشت منم بخارون اون وقت احتمال داره شما از خوشي زبونم لال دارفاني رو وداع بگيد اونم از ناخوشي . پس انجام يه قسمت از كار رو به عهده بگيريد

مثلا: به جاي اين كه بگين جو كلاس ها خيلي خوب شده !!!!!!!! فقط انگليسي حرف زدن يه كمي سخته و حضور و غياب كه بايد عوض شه اونم دكتر چهاردولي پيگيري مي كنه؟؟؟؟؟ بگين  جو كلاس ها خراب شده اين انگليسي حرف زدن سه نقطه هم كه سه نقطه شده مثل سه نقطه هم با ما رفتار مي شه ولي من فكر مي كنم اگر به جاي حضور و غياب يه امتحان كوچيك گرفته بشه كه نمره اش هم موثر باشه بچه ها احساس بهتري دارن در ضمن يه معلم زبان خوب هم سراغ دارم كه حاضر هفته اي دو جلسه بياد درس بده اگر بخش حاضره مسايل ماليش رو حل كنه من خودم پيگيري مي كنم كلاس ها رو هم هماهنگ مي كنم اون وقت ببينيد 6 ماه بعد همه حاضر هستند كه انگليسي حرف بزنند يا نه، دكتر زارع هم مي خواد ببرتمون اردو پس هر كس جاي خوب خانواده رو سراغ داره تا فردا به اسدي بگه و........

اون وقت به اين مي گن كار گروهي ديگه كسي جزوه نمي خونه چون هممون تينتينالي رو ترجمه و تايپ و چاپ كرديم كسي افسرده نمي شه چون تا حالش گرفته شد مي ره دو تا فحش تو وبلاگ مي ده با كمك بقيه هم يه اردو مي زارن مي رن آي دكتر ياسين زاده رو مي زنيم خلاصه چون بامداد شد......

نامگذاری مجله طب اورژانس

با سلام به همه دوستان

با توجه به این که انجمن طب اورژانس قصد انتشار اولین نشریه طب اورژانس کشور به زبان انگلیسی را دارد از کلیه دوستان خواهش می شود که نام های انتخابی خود را به زبان انگلیسی در اولین فرصت به دفتر انجمن فاکس نموده ( دوستان می توانند از دفتر بخش استفاده کنند) و یا کتبی به خانم دانشور و یا بنده تحویل دهند.

لازم به ذکر است که انجمن هدیه نفیسی برای نام انتخابی در نظر گرفته است.

سپاس

باز هم خدمت همه عزیزان سلام

اول از همه با چند روز تاخیر روز دانشجو بر همتون مبارک(خدا را شکر به موقع نهار دادم) دوم از این که اینقدر پر شکوه در جلسه شرکت کردید و با انگیزه و کنجکاو حاضر شدید ممنونم امیدوارم این جلسه دریچه ای باشه هر چند کوچیک به آینده های درخشان برای همتون چون چیزی که یه معلم رو خوشحال می کنه مقدار پولی نیست که در نمی یارید( از افعال معکوس استفاده شده چون انشا اله که همتون حسابی پول در می آرید) بلکه مریض هایی هست که نجات می دهید، رشته ای هست که سرافرازش می کنید، میهنی هست که پیشرفتش میدید و شاید مهمتر از همه اونها رضایت و آرامشی هست که بهش می رسید. پس من و ما خوشحالیم وقتی که شما ها رو با وجود خستگی پر انرژی می بینیم ما خوشحالیم که اینقدر به فکر پیشرفت هستید ما خوشحالیم که شما ها علیرغم اخم های بنده اینقدر اشتها دارید 

بعضی وقتا ما را خوشحال می کنید امیدوارم خدا همیشه خوشحالتون بکنه

جلسه فردا

با سلام به همگی دوستان

طبق هماهنگی های انجام شده و لطف استاد عزیز دکتر سعیدی جلسه فردا برگزار می شود. محل برگزاری سالن کنفرانس طبقه هفتم بیمارستان حضرت رسول خواهد بود از ساعت ۱۱ الی ۲ . دوستان عزیز دانشگاه ایران از نعمت نهار برخوردار خواهند بود و دوستان عزیز سایر دانشگاه ها در صورت تمایل به صرف نهار لطفا نسبت به هماهنگی قبلی جهت تعیین تعداد و مشخص شدن نحوه پرداخت اقدام نمایند. به اساتید دانشگاه تهران سابق و شهید بهشتی اطلاع داده شده است.

به امید دیدار 

قابل توجه دوستان عزیز

سلام به همگی دوستان

خوشبختانه امسال دوست عزیزی که فارغ التحصیل رشته طب اورژانس از آمریکا هستند در  کنگره حضور دارند. دکتر زهتابچی در حال حاضر از اساتید دانشگاه نیویورک هستند و فلوشیپ تحقیقات در طب اورژانس دارند و از ارزیابی کنندگان اصلی مقالات در مجله Academic Emergency Medicine هستند. به احتمال زیاد برای روز سه شنبه بعد از کنگره (۱۶ آذر ماه) از ایشان و یکی دیگر از اساتید دانشگاه نیویورک که در این کنگره شرکت دارند جهت صحبت و تبادل نظر با دستیاران دعوت خواهد شد. دیدن ایشان از چند جهت می تواند مفید باشد:

از وضعیت طب اورژانس در آن ولایت دور با خبر شوید

از امکان گذراندن دوره های کوتاه میان و بلند مدت در آنسوی آب اطلاعاتی کسب کنید (دکتر زهتابچی می توانند معرف دعوت کننده برنامه ریز و .... این گونه دوره ها باشند ضمن این که شخصا هم به این مساله ابراز علاقه کرده اند)

در مورد کارهای تحقیقاتی و چاپ آنها کمک بگیرید

کلن یه آدم جدید ببینید که حوصلتون از دیدن آدم های قدیمی سر نره

بنابراین امسال همه شما عزیزان را در کنگره و انشااله در بعد از کتگره می بینیم اگر شرایط جور شد یه نهار هم میدیم

تا ببینیم

شاد باشید

بیمارستان شهدای هفتم تیر

با سلام به همه اقوام، دوستان، آشنایان، همکاران که از شهرهای دور و نزدیک به این وبلاگ سر می زنند و در غم ما شریک هستند(صدای فاتحه حضار) و آنهایی که در غم ما خوشحال هستند و آنهایی که اصلن نمی دونند ما غمگینیم (این هم اثر حضور دستیاران شاعر یا شعرای دستیار در بخش)

می دونم این روز ها برای هیچ کدوممون روز های خوبی نیست و وظیفه من بود که اطلاع رسانی بکنم ولی متاسفانه به علت سرعت بروز این بلیه، چند روز اول به گیجی گذشت، چند روز بعد به انکار، بعد خشم و حالا هم ناامیدی. احساسات مختلفی را تجربه کردم، فکرهای فراوانی داشتم وتلاش و امید برای این که اگر مادر (دانشگاه ایران) سر زا رفت نوزاد (بیمارستان هفت تیر) را نجات بدم با آدم های عجیب غریب زیادی حرف زدم که اگر وقت همیشه بود دلم می خواست سر به تن .... ولی هر روز امیدم کمتر شد در هر حال در چند ماه آینده بیمارستان به دانشگاه شهید بهشتی منتقل می شود.

و اما در میان همه این سرخوردگی ها با چشمانی واقعا گریان خوشحالم. من به خودم افتخار می کنم من به همه همکاران هیات علمی طب اورژانس افتخار می کنم من به همه دستیاران عزیزم افتخار می کنم (فرزندان عزیزی که این روزها با ناراحتی و عصبانیت بیش از حد من مواجه بودند: بچه ها ببخشید) پرسنل فداکار اورژانس هفت تیر، من به همه افتخار می کنم که باعث شدند بیمارستان در هم شکسته ای به اوج برسه،که رشته ای که جلسه تعیین تکلیفش در جریان بود پرواز کنه که به جای ایجاد محدودیت دستور گسترشش رو بدن. من به هفت تیر افتخار می کنم به هفت تیری که همه با هم ساختیم به هفت تیری که قربانی کننده های دانشگاه ایران بر سرش دعوا دارند به هفت تیری که هم بهترین بود و هم دوست داشتنی ترین

و ما و ما و ما دانشگاه ایرانی می مانیم  (من که حتی توی شناسنامه ام هم نوشته متولد شیراز نه ته....) چون دانشگاه ایرانی یعنی صفا، دوستی، اتحاد و طب اورژانس ایران یعنی مادر یعنی عشق یعنی پیشرفت . امید به ما باز خواهد گشت یا بهتر بگم امید را به دلهامون بر می گردونیم ما باز هم خواهیم ساخت ما باز هم آباد خواهیم کرد ما باز هم پشت به پشت همدیگه می دیم (با رعایت طرح انطباق) و دانشگاه تهران را می سازیم چون تهران هم جزیی از ایران است